شماره جدید نشریه گرانش به زودی منتشر میشود.
COMING SOON COMING SOON
<<<<شماره جدید نشریه اولیس منتشر شد.>>>>>
جهت تهیه آن به انجمن علمی دانشجویان فیزیک مراجعه کنید.
اردوی تفریحی
روز پنج شنبه 16/12/86
می باشند درخواست میشود به انجمن علمی
دانشجویان فیزیک مراجعه نمایند.
فناورينانو واژهاي است كلي كه به تمام فناوريهاي پيشرفته در عرصه كار با مقياس نانو اطلاق ميشود. معمولاً منظور از مقياس نانوابعادي در حدود 1nm تا 100nm ميباشد. (1 نانومتر يک ميليارديم متر است). اولين جرقه فناوري نانو (البته در آن زمان هنوز به اين نام شناخته نشده بود) در سال 1959 زده شد. در اين سال ريچارد فاينمن طي يك سخنراني با عنوان «فضاي زيادي در سطوح پايين وجود دارد» ايده فناوري نانو را مطرح ساخت. وي اين نظريه را ارائه داد كه در آيندهاي نزديك ميتوانيم مولكولها و اتمها را به صورت مسقيم دستكاري كنيم. واژه فناوري نانو اولين بار توسط نوريوتاينگوچي استاد دانشگاه علوم توكيو در سال 1974 بر زبانها جاري شد. او اين واژه را براي توصيف ساخت مواد (وسايل) دقيقي كه تلورانس ابعادي آنها در حد نانومتر ميباشد، به كار برد. در سال 1986 اين واژه توسط كي اريك دركسلر در کتابي تحت عنوان : «موتور آفرينش: آغاز دوران فناورينانو»بازآفريني و تعريف مجدد شد. وي اين واژه را به شكل عميقتري در رساله دكتراي خود مورد بررسي قرار داده و بعدها آنرا در کتابي تحت عنوان «نانوسيستمها ماشينهاي مولكولي چگونگي ساخت و محاسبات آنها» توسعه داد. تعريف فناوري نانو از منابع مختلف يك نانومتر يك هزارم ميكرون است و اگر بخواهيم احساس فيزيكي نسبت به آن داشته باشيم ميتوان گفت كه يك نانومتر 80000/1قطر موي انسان ميباشد اما اين تعريف مقياس نانو، نمي تواند مقايسه درستي باشد چرا که ضخامت موي انسان با توجه خصوصيات فردي هرانسان از چند ده ميكرومتر تا چند صدميكرومتر متغير ميباشد. بنابراين نياز به يك استاندارد براي بيان مفهوم مقياس نانو وجود دارد. با ايجاد ارتباط ميان اندازه اتمها و مقياس نانو ميتوان يك نانومتر را راحتترتصوركرد. يك نانومتر برابر قطر 10 اتم هيدروژن و يا 5 اتم سيلسيم ميباشد. درك اين موضوع براي افراد معمولي نيز راحتتر ميباشد. عليرغم اينكه درك اندازه يك اتم براي افراد غيرعلمي ساده نميباشد، با اينحال اندازه دقيق اتم براي فهماندن اين مقياس زياد اهميت ندارد. چيزي كه با اين تشابه مشخص ميشود، اين است كه نانوفناوري فناوري نانو عبارت است از هنر دستكاري مواد در مقياس اتمي يا مولكولي و به خصوص ساخت قطعات و لوازم ميكروسكوپي (مانند روباتهاي ميكروسكپي) فناوري نانو فناوري است كه بر پايه دستكاري تكتك اتمها و مولكولها استوار است بدين منظور كه بتوان ساختاري پيچيده را با خصوصيات اتمي توليد كرد. تعريف فناوري نانو: توسعه و استفاده از ادوات و قطعاتي كه اندازه آنها تنها چند نانومتر است. تحقيق بر روي قطعات و ادوات بسيار كوچك كه خواصشان به خواص الكترونيكي اين قطعات وابسته است و خواص الكتريكي آنها احتمالاً متأثر از حركت تعداد معدودي الكترون در طي عملكرد قطعه ميباشد. اين ادوات، سريعتر از ادوات بزرگتر عمل ميكنند. مسأله قابل توجه اين است كه ميتوان چنين ساختارهاي در ابعاد مولكولي را به كمك انتخاب مناسب مراحل واكنشهاي شيميايي توليد كرد. همچنين ميتوان چنين ساختارهايي را از طريق دستكاري اتمها روي سطح به وسيله ميكروسكوپهاي نيروي اتمي بدست آورد. شاخهاي از علوم كه هدف نهايي آن كنترل بر روي تكتك اتمها و مولكولها ميباشد تا بتوان به كمك آن تراشههاي كامپيوتري و ساير ادواتي توليد كرد كه هزاران بار كوچكتر از ادوات فعلي باشند كه فناوري امروز امكان ساخت آنها را براي ما فراهم آورده است. در فناوري فعلي توليد مدارات نيمه هادي از روش ليتوگرافي براي ايجاد طرح مدار بر روي مواد نيمه هادي استفاده ميشود. پيشرفت شگرفي كه در ليتوگرافي طي 2 دهه اخير رخ داده است به ما اين امكان را ميدهد كه با بهرهگيري از دستگاههاي جديد بتوانيم مداراتي كوچكتر از 1 ميكرون (1000 نانومتر) را توليد كنيم. البته بايد توجه داشت كه اين مدارات هنوز از ميليونها اتم تشكيل شدهاند. بيشتر دانشمندان بر اين باور هستند كه ليتوگرافي به مرزهاي محدودكننده فيزيكي خود نزديك شده است. بنابر اين براي كوچكتر كردن اندازه نيمههاديها ميبايست از فناوريهاي جديدي كه ميتوانند تكتك اتمها را سازماندهي كنند، استفاده كرد و طبعاً چنين فناوري جزء محدوده فناوري نانو محسوب ميشود. اگر چه تحقيق در زمينه فناوري نانو به زماني باز ميگردد كه ريچاردپي فاينمن طي سخنراني كلاسيك خود در سال 1959 به اين فناوري اشاره كرد اما عبارت فناوري نانو اولين بار توسط كياريك دركسلر در سال 1986 در كتابي از وي با عنوان موتورهاي آفرينش بسط داده شد. در مقالات و نوشته هاي عمومي واژه فناوري نانو گاهي به هر فرآيند كوچكتر از اندازههاي ميكرون اطلاق ميگردد كه ميتواند فرآيند ليتوگرافي را نيز شامل شود. به خاطر همين بسياري از دانشمندان هنگامي كه ميخواهند درباره فناوري نانو به معني واقعي و علمي كلمه صحبت كنند از آن به عنوان فناوري نانومولكولي ياد ميكنند كه به معني فناوري نانو در ابعاد مولكولي ميباشد. فناوري نانو كه گاه به آن فناوري ساخت مولكولي نيز گفته ميشود، شاخهاي از مهندسي است كه با طراحي و ساخت مدارات الكترونيكي و اداوات مكانيكي بسيار كوچك (در ابعاد مولكولي) سر و كار دارد. پژوهشگاه فناوري نانو انگلستان تعريف فناوري نانو را بدين گونه بيان ميكند: قلمروي از علم و فناوري كه به ابعاد و تلورانسهاي 1/0 تا 100 نانو مترميپردازد در جايي كه اين ابعاد و يا تلورانسها بتوانند نقش مهمي در خواص قطعه ايفاء كنند. بحث فناوري نانو اغلب مشابه بحث سيستمهاي ميكرو مكانيكي- الكترونيكي ميباشد(MEMS) . در واقع فناوري نانو زير مجموعه MEMS است و MEMS به فناوريهاي بزرگتر از ابعاد مولكولي (ابعاد نانو) نيز ميپردازد. نانوتکنولوژي چيست ؟ در حالي که تعاريف زيادي براي فناوري نانو وجود دارد ، NNI تعريفي را براي فناوري نانو ارائه مي دهد که در برگيرنده هر سه تعريف ذيل باشد. 1- توسعه فناوري و تحقيقات در سطوح اتمي ، مولکولي و يا ماکرومولکولي در مقياس اندازه اي 1 تا 100 نانومتر. 2 – خلق و استفاده از ساختارها و ابزار و سيستمهايي که به خاطر اندازه کوچک يا حد ميانه آنها، خواص و عملکرد نويني دارند . 3 – توانايي کنترل يا دستکاري در سطوح اتمي . عناصر پايه در فناوري نانو تفاوت اصلي فناوري نانو با فناوريهاي ديگر در مقياس مواد و ساختارهايي است كه در اين فناوري مورد استفاده قرار ميگيرند. البته تنها كوچك بودن اندازه مد نظر نيست؛ بلكه زماني كه اندازه مواد دراين مقياس قرار ميگيرد، خصوصيات ذاتي آنها از جمله رنگ، استحكام، مقاومت خوردگي و ... تغيير مييابد. در حقيقت اگر بخواهيم تفاوت اين فناوري را با فناوريهاي ديگر به صورت قابل ارزيابي بيان نماييم، ميتوانيم وجود "عناصر پايه" را به عنوان يك معيار ذكر كنيم. عناصر پايه در حقيقت همان عناصر نانومقياسي هستند كه خواص آنها در حالت نانومقياس با خواصشان در مقياس بزرگتر فرق ميكند. اولين و مهمترين عنصر پايه، نانوذره است. منظور از نانوذره، همانگونه که از نام آن مشخص است، ذراتي با ابعاد نانومتري در هر سه بعد ميباشد. نانوذرات ميتوانند از مواد مختلفي تشکيل شوند، مانند نانوذرات فلزي، سراميکي، ... . دومين عنصر پايه، نانوكپسول است. همان طوري كه از اسم آن مشخص است، كپسولهاي هستند كه قطر نانومتري دارند و ميتوان مواد مورد نظر را درون آنها قرار داد و كپسوله كرد. سالهاست كه نانوكپسولها در طبيعت توليد ميشوند؛ مولكولهاي موسوم به فسفوليپيدها كه يك سر آنها آبگريز و سر ديگر آنها آبدوست است، وقتي در محيط آبي قرار ميگيرند، خود به خود كپسولهايي را تشكيل ميدهند كه قسمتهاي آبگريز مولكول در درون آنها واقع ميشود و از تماس با آب محافظت ميشود. حالت برعكس نيز قابل تصور است. عنصر پايه بعدي نانولوله کربني است. اين عنصر پايه در سال 1991 در شركت NEC كشف شدند و در حقيقت لولههايي از گرافيت ميباشند. اگر صفحات گرافيت را پيچيده و به شكل لوله در بياوريم، به نانولولههاي كربني ميرسيم. اين نانولولهها داراي اشكال و اندازههاي مختلفي هستند و ميتوانند تك ديواره يا چند ديواره باشند. اين لولهها خواص بسيار جالبي دارند که منجر به ايجاد کاربردهاي جالب توجهي از آنها ميشود. کاربردهاي فناوري نانو در حقيقت کاربرد فناوري نانو از کاربرد عناصر پايه نشأت ميگيرد. هر کدام از اين عناصر پايه، ويژگيهاي خاصي دارند که استفاده از آنها در زمينههاي مختلف، موجب ايجاد خواص جالبي ميگردد. مثلاً از جمله کاربردهاي نانوذرات ميتوان به دارورساني هدفمند و ساده، بانداژهاي بينياز از تجديد، شناسايي زود هنگام و بيضرر سلولهاي سرطاني، و تجزيه آلايندههاي محيط زيست اشاره کرد. همچنين نانولولههاي کربني داراي کاربردهاي متنوعي ميباشند که موارد زير را ميتوان ذکر کرد: • تصوير برداري زيستي دقيق • حسگرهاي شيميايي و زيستي قابل اطمينان و داراي عمر طولاني • شناسايي و جداسازي كاملاً اختصاصي DNA • ژندرماني كه از طريق انتقال ژن به درون سلول توسط نانولولهها صورت ميپذيرد. • از بين بردن باكتريها
منبع:ستاد ویژه توسعه فناوری نانو
در همه رآکتورها، قلب رآکتور که دمای بسیار زیادی دارد باید خنک شود. در یک نیروگاه هسته ای، سیستم خنک ساز به نوعی طراحی میشود که از گرمای آزاد شده به بهترین شکل ممکن استفاده شود. در اغلب این سیستمها از آب استفاده میشود. اما آب نوعی کند کننده هم محسوب میشود و از این رو نمی تواند در رآکتورهای سریع مورد استفاده قرار گیرد. در رآکتورهای سریع از سدیم مذاب یا نمک های سدیم استفاده میشود و دمای عملیاتی خنک ساز بالاتر است. در رآکتورهایی که برای تبدیل مورد طراحی شده اند، به راحتی گرمای آزاد شده را در محیط آزاد میکنند.
در یک نیروگاه هسته ای، رآکتور کند منبع آب را گرم میکند و آن را به بخار تبدیل میکند. بخار آب توربین بخار را به حرکت در میآورد ، توربین نیز ژنراتور را میچرخاند و به این ترتیب انرژی تولید میشود. این آب و بخار آن در تماس مستقیم با راکتور هسته ای است و از این رو در معرض تابش های شدید رادیواکتیو قرار میگیرند. برای پیشگیری از هر گونه خطر مرتبط با این آب رادیواکتیو، در برخی رآکتورها بخار تولید شده را به یک مبدل حرارتی ثانویه وارد میکنند و از آن به عنوان یک منبع گرمایی در چرخه دومی از آب و بخار استفاده میکنند. بدین ترتیب آب و بخار رادیواکتیو هیچ تماسی با توربین نخواهند داشت.

انواع رآکتورهای گرمایی
در در رآکتورهای گرمایی علاوه برکند کننده، سوخت هسته ای ( ایزوتوپ قابل شکافت القایی)، مخزن بخار و لوله های منتقل کننده آن، دیواره های حفاظتی و تجهیزات کنترل و مشاهده سیستم رآکتور نیز وجود دارند. البته بسته به این که این رآکتورها از کانالهای سوخت فشرده شده، مخزن بزرگ بخار یا خنک کننده گازی استفاده کنند، میتوان آنها را به سردسته تقسیم کرد.
الف - کانالهای تحت فشار در رآکتورهای RBMK و CANDU استفاده میشوند و میتوان آنها را در حال کارکردن رآکتور، سوخت رسانی کرد.
ب - مخزن بخار پرفشار داغ، رایج ترین نوع رآکتور است و در اغلب نیروگاههای هسته ای و رآکتورهای دریایی ( کشتی، ناوهواپیمابر یا زیردریایی ) از آن استفاده میشود. این مخزن میتواند به عنوان لایه حفاظتی نیز عمل کند.
ج - خنک سازی گازی: در این رآکتورها به جای آب، از یک سیال گازی شکل برای خنک کردن رآکتور استفاده میشود. این گاز در یک چرخه گرمایی با منبع حرارتی راکتور قرار میگیرد و معمولاً از هلیوم برای آن استفاده میشود، هر چند که نیتروژن و دی اکسید کربن نیز کاربرد دارند. در برخی رآکتورهای جدید، رآکتور به قدری گرما تولید میکند که گاز خنک کن میتواند مستقیما یک توربین گازی را بچرخاند، در حالی که در طراحی های قدیمی تر گاز خنک کن را به یک مبدل حرارتی میفرستادند تا در یک چرخه دیگر، آب را به بخار تبدیل کند و بخار داغ، یک توربین بخار را بگرداند.
بقیه اجزای نیروگاه هسته ای
غیر از رآکتور که منبع گرمایی است، تفاوت اندکی بین نیروگاه هسته ای و یک نیروگاه حرارتی تولید برق با سوخت فسیلی وجود دارد.
مخزن بخار تحت فشار معمولا درون یک ساختمان بتونی تعبیه میشود که این ساختمان به عنوان یک سد حفاظتی در برابر تابش رادیواکتیو عمل میکند. این ساختمان هم درون یک مخزن بزرگتر فولادی قرار میگیرد. هسته رآکتور و تجهیزات مرتبط با آن درون این مخزن فولادی قرار گرفته اند و کارکنان میتوانند راکتور را تخلیه یا سوخت رسانی کنند. وظیفه این مخزن فولادی، جلوگیری از نشت هر گونه گاز یا مایع رادیواکتیو از درون سیال است.
در نهایت این مخزن فولادی هم به وسیله یک ساختمان بتونی خارجی محافظت میشود. این ساختمان به قدری محکم است که در برابر اصابت یک هواپیمای جت مسافربری ( مشابه حادثه یازده سپتامبر ) هم تخریب نمی شود. وجود این ساختمان حفاظتی دوم برای جلوگیری از انتشار مواد رادیواکتیو در اثر هرگونه نشت از حفاظ اول ضروری است. در حادثه انفجار چرنوبیل، فقط یک ساختمان حفاظتی وجود داشت و همان موجب شد موادراکتیو در سطح اروپا پخش شود.
رآکتورهای هسته ای طبیعی
در طبیعت هم میتوان نشانه هایی از رآکتور هسته ای پیدا کرد، البته به شرطی که تمام عوامل مورد نیاز به طور طبیعی در کنار هم قرار گرفته باشند. تنها نمونه شناخته شده یک رآکتور هسته ای طبیعی دو میلیارد سال پیش در منطقه اوکلو در کشور گابون ( قاره آفریقا ) فعالیتش را آغاز کرده است. البته دیگر چنین رآکتورهایی روی زمین شکل نمی گیرند، زیرا واپاشی رادیواکتیو این مواد ( به خصوص U-235 ) در این زمان طولانی 5/4 میلیارد ساله ( سن زمین )، فراوانی U-235 را در منابع طبیعی این رآکتورها بسیار کاهش داده است، به طوری که مقدار آن به پایین تر از حد مورد نیاز آغاز یک واکنش زنجیره ای رسیده است.
این رآکتورهای طبیعی زمانی شکل گرفتند که معادن غنی از اورانیوم به تدریج از آب زیرزمینی یا سطحی پر شدند. این آب به صورت کند کننده عمل کرد و واکنش های زنجیره ای شدیدی به وقوع پیوست. با افزایش دما، آب کند کننده بخار میشد و رآکتور خاموش شد. پس از مدتی، این بخارها به مایع تبدیل میشدند و دوباره رآکتور به راه میافتاد. این سیستم خودکار و بسته، یک رآکتور را کنترل میکرد و برای صدها هزار سال، این رآکتور را فعال نگاه میداشت.
مطالعه و بررسی این رآکتورهای هسته ای طبیعی بسیار ارزشمند است، زیرا میتواند به تحلیل چگونگی حرکت مواد رادیواکتیو در پوسته زمین کمک کند. اگر زمین شناسان بتوانند را از این حرکتها را شناسایی کنند، میتوانند راه حل های جدیدی برای دفن زباله های هسته ای پیدا کنند تا روزی خدای ناکرده، این ضایعات خطرناک به منابع آب سطح زمین نشت نکنند و فاجعه ای بشری به بار نیاورند.
انواع رآکتورهای گرمایی
الف - کند سازی با آب سبک:
a- رآکتور آب تحت فشار Pressurized Water Reactor(PWR)
b- رآکتور آب جوشان Boiling Water Reactor(BWR)
c- رآکتور D2G
ب- کند سازی با گرافیت:
a- ماگنوس Magnox
b- رآکتور پیشرفته با خنک کنندی گازی Advanced Gas-Coaled Reactor (AGR)
c- RBMK
d- PBMR
ج - کند کنندگی با آب سنگین:
a - SGHWR
b - CANDU
رآکتور آب تحت فشار، PWR
رآکتور PWR یکی از رایج ترین راکتورهای هسته ای است که از آب معمولی هم به عنوان کند ساز نوترونها و هم به عنوان خنک ساز استفاده میکند. در یک PWR، مدار خنک اولیه از آب تحت فشار استفاده میکند. آب تحت فشار، در دمایی بالاتر از آب معمولی به جوش میآید، از این دوچرخه خنک ساز اولیه را به گونه ای طراحی میکنند که آب با وجود آنکه دمایی بسیار بالا دارد، جوش نیاید و به بخار تبدیل نشود. این آب داغ و تحت فشار در یک مبدل حرارتی، گرما را به چرخه دوم منتقل میکند که یک نوع چرخه بخار است و از آب معمولی استفاده میکند. دراین چرخه آب جوش میآید و بخار داغ تشکیل میشود، بخار داغ یک توربین بخار را میچرخاند، توربین هم یک ژنراتور و در نهایت ژنراتور، انرژی الکتریکی تولید میکند.
PWR به دلیل دارابودن چرخه ثانویه با BWR تفاوت دارد. از گرمای تولیدی در PWR به عنوان سیستم گرم کننده درنواحی قطبی نیز استفاده شده است. این نوع رآکتور، رایج ترین نوع رآکتورهای هسته ای است و در حال حاضر، بیش از 230 عدد از آنها در نیروگاههای هسته ای تولید برق و صدها رآکتور دیگر برای تأمین انرژی تجهیزات دریایی مورد استفاده قرار میگیرند.
خنک کننده
همان طور که میدانید، برخورد نوترونها با سوخت هسته ای درون میله های سوخت، موجب شکافت هسته اتمها میشود و این فرآیند هم به نوبه خود، گرما و نوترونهای بیشتری آزاد میکند. اگر این حرارت آزاد شده منتقل نشود، ممکن است میله های سوخت ذوب شوند و ساختار کنترلی رآکتور از بین برود ( و البته خطرهای مرگ آوری که به دنبال آن روی میدهند. ) در PWR، میله های سوخت به صورت یک دسته در ساختاری، ترسیمی قرار گرفته اند و آب از کف رآکتور به بالا جریان پیدا میکند. آب از میان این میله های سوخت عبور میکند و به شدت گرم میشود، به طوری که به دمای 325 درجه سانتی گراد میرسد. درمبدل حرارتی، این آب داغ موجب داغ شدن آب در چرخه دوم میشود و بخاری با دمای 270 درجه سانتی گراد تولید میکند تا توربین را بچرخاند.
کند کننده
نوترونهای حاصل از یک شکافت هسته ای بیش از آن حدی گرمند که بتوانند یک واکنش شکافت هسته ای را آغاز کنند. انرژی آنها را باید کاهش داد تا با محیط اطراف خود به تعادل گرمایی برسند. محیط اطراف نوترونها ( قلب رآکتور ) دمایی در حدود 450 درجه سانتی گراد دارد.
در یک PWR، نوترونها در پی برخورد با مولکولهای آب خنک ساز، انرژی جنبشی خود را از دست میدهند؛ به طوری که پس از 8 تا 10 برخورد ( البته به طور متوسط ) با محیط هم دما میشوند. در این حالت، احتمال جذب نوترونها از سوی هسته U-235 بسیار زیاد است ودر صورت جذب، بالافاصله هسته U-236 جدید دچار شکافت میشود.
مکانیسم حساسی که هر رآکتور هسته ای را کنترل میکند، سرعت آزاد سازی نوترونها در طول یک فرآیند شکافت است به طور متوسط از هر شکافت، دونوترون و مقدار زیادی انرژی آزاد میشود. نوترونهای آزاد شده اگر با هسته U-235 دیگری برخورد کنند، شکافت دیگری را سبب میشوند و در نهایت یک واکنش زنجیره ای روی میدهد. اگر تمام این نوترونها در یک لحظه آزاد شوند، تعدادشان به قدری زیاد میشود که باعث ذوب شدن راکتور خواهد شد. ( تعداد ذرات پر انرژی، دمای یک سیستم را تعیین میکند. معادله بوتنرمن، این ارتباط را توصیف میکند. ) خوشبختانه برخی از این نوترونها پس از یک بازه زمانی نه چندان کوتاه ( حدود یک دقیقه ) تولید میشوند و سبب میشوند دیگر عوامل کنترل کننده از این تاخیر زمانی استفاده کرده، اثر خود را داشته باشند.
یکی از مزیت های استفاه از آب در PWR، این است که اثر کند سازی آب با افزایش دما کاهش مییابد. در حالت عادی، آب در فشار 150 برابر فشار یک اتمسفر قرار دارد ( حدود 15 مگا پاسکال ) و در قلب رآکتور به دمای 325 درجه سانتی گراد میرسد. درست است که آب با فشار پانزده مگا پاکسال در این دما جوش نمی آید، ولی به شدت از خاصیت کند کنندگی اش کاسته میشود، بنابراین آهنگ واکنش شکافت هسته ای کاهش مییابد، حرارت کمتری تولید میشود و دما پایین میآید. دما که کاهش یابد، توان رآکتور افزایش مییابد و دما که افزایش یابد توان راکتور کاهش مییابد؛ پس خود سیستم PWR دارای یک سیستم خود تعادلی در رآکتور است و تضمین میکند توان رآکتور در کمترین میزان مورد نیاز برای تأمین گرمای سیستم بخار ثانویه است.
در اغلب رآکتورهای PWR، توان رآکتور را در دوره فعالیت معمولی با تغییرات غلظت بورون ( در شکل اسید بوریک ) در چرخه خنک کننده اولیه کنترل اولیه کنترل میکنند سرعت جریان خنک کننده اول در رآکتورهای PWR معمولی ثابت است. بورون یک جذب کننده قوی نوترون است و با افزایش یا کاهش غلظت آن، میتوان شدت فعالیت راکتور را کاهش یا افزایش داد. برای این کار، یک سیستم کنترلی پیچیده شامل پمپ های فشار بالا که آب را در فشار 15 مگا پاسکال از چرخه خارج میکند، تجهیزات تغییر غلظت اسید بوریک و تزریق مجدد آب به چرخه خنک ساز مورد نیاز است.
یکی از اشکالات راکتورهای شکافت، این است که حتی پس از توقف واکنش شکافت، هنوز هم واپاشی های رادیواکتیوی انجام میشود و حرارت زیادی آزاد میشود که میتواند راکتور را ذوب کند. البته سیستم های حفاظتی و پشتیبانی متعددی برای جلوگیری از این واقعه وجود دارند، با این حال ممکن است در اثر پیچیدگی های این سیستم، برهمکنش های پیش بینی نشده یا خطاهای عملیاتی مرگ آفرینی در شرایط اضطراری روی دهند. در نهایت، هر رآکتور با یک حفاظ ساختمانی بتونی احاطه شده است که آخرین سد در برابر تشعشعات رادیواکتیو است.
رآکتور آب جوشان، BWR
در رآکتور آب جوشان، از آب سبک استفاده میشود. آب سبک، آبی است که در آن فقط هیدروژن معمولی وجود دارد. ) BWR اختلاف زیادی با رآکتور آب تحت فشار ندارد، غیر از اینکه در BWR فقط یک چرخه خنک کننده وجود دارد و آب مستقیما در قلب راکتور به جوش میآید. فشار آب در BWR کمتر از PWR است، به طوری که در بیشترین مقدار به 75 برابر فشار جو میرسد ( 5/7 مگا پاسکال ) و بدین ترتیب آب در دمای 285 درجه سانتی گراد به جوش میآید.
رآکتور BWR به شکلی طراحی شده که بین 12 تا 15 درصد آب درون قلب رآکتور به شکل بخار در قسمت بالای آن قرار میگیرد. بدین ترتیب عملکرد بخش بالایی و پایینی هسته رآکتور با هم تفاوت دارند. در بخش بالایی قلب رآکتور، کند سازی کمتری صورت میگیرد و در نتیجه بخش بالایی کمتر است.
در حالت کلی دو مکانیسم برای کنترل BWR وجود دارد: استفاده از میله های کنترل و تغییر جریان آب درون راکتور.
الف - بالا بردن یا پایین آوردن میله های کنترل، روش معمولی کنترل توان رآکتور در حالت راه اندازی رآکتور تا رسیدن به 70 درصد حداکثر توان است. میله های کنترل حاوی مواد جذب کننده نوترون هستند؛ در نتیجه پایین آوردن آنها موجب افزایش جذب نوترون در میله ها، کاهش جذب نوترون در سوخت و درنهایت کاهش آهنگ شکافت هسته ای و پایین آمدن توان رآکتور میشود. بالا بردن میله های سوخت دقیقاً نتیجه معکوس میدهد.
ب - تغییرات جریان آب درون رآکتور، زمانی برای کنترل رآکتور مورد استفاده قرار میگیرد که راکتور بین 70 تا صد درصد توان خود کار میکند. اگر جریان آب درون رآکتور افزایش یابد، حباب های بخار در حال جوش سریع تر از قلب راکتور خارج میشوند و آب درون قلب رآکتور بیشتر میشود. افزایش مقدار آب به معنی افزایش کندسازی نوترون و جذب بیشتر نوترونها از سوی سوخت است و این یعنی افزایش توان راکتور. با کاهش جریان آب درون رآکتور، حبابها بیشتر در رآکتور باقی میمانند، سطح آب کاهش مییابد و به دنبال آن کندسازی نوترونها و جذب نوترون هم کاهش مییابد و در نهایت توان رآکتور کاهش مییابد.
بخار تولید شده در قلب رآکتور از شیرهای جدا کننده بخار و صفحات خشک کن ( برای جذب هر گونه قطرات آب داغ ) عبور میکند و مستقیماً به سمت توربین های بخار که بخشی از مدار رآکتور محسوب میشوند، میرود. آب اطراف رآکتور همواره در معرض تابش و آلودگی رادیواکتیو است و از آنجا که توربین هم در تماس مستقیم با این آب است، باید پوشش حفاظتی داشته باشد. اغلب آلودگی های درون آب عمر کوتاهی دارند ( مانند N16 که بخش اعظم آلودگی های آب را تشکیل میدهد و نیمه عمرش تنها 7 ثانیه است )، بنابراین مدت کوتاهی پس از خاموش شدن رآکتور میتوان به قسمت توربین وارد شد.
در رآکتور BWR، افزایش نسبت بخار آب به آب مایع درون رآکتور موجب کاهش گرمای خروجی میشود. با این حال، یک افزایش ناگهانی در فشار بخار، سبب بروز یک کاهش ناگهانی در نسبت بخار به آب مایع درون رآکتور میشود که خود، سبب افزایش توان خروجی میشود. این شرایط و دیگر حالت های خطرساز، موجب شده است از سیستم کنترلی اسید بوریک ( بورون ) نیز استفاده شود، بدین شکل که در سیستم پشتیبان خاموش کننده اضطراری، محلول اسید بوریک با غلظت بالا به چرخه خنک کننده تزریق میشود. خوبی این سیستم این است که اسید اوریک، یک خورنده قوی است و معمولا در PWR سبب میشود تلفات ناشی از خوردگی قابل توجه باشد. در بدترین شرایط اضطراری که تمام سیستم های امنیتی از کار افتاد، هر رآکتور به وسیله یک ساختمان حفاظتی از محیط اطراف جدا شده است. در یک رآکتور BWR جدی، حدود 800 دسته واحد سوخت قرار میگیرد و در هر دسته بین 74 تا 100 میله سوخت قرار میگیرد. این چنین حدود 140 تن اورانیوم در قلب رآکتور ذخیره میشود.
• رآکتور D2G
رآکتور هسته ای D2G را میتوان در تمام ناوهای دریایی ایالات متحده میتوان پیدا کرد. D2G مخفف عبارت زیراست:
رآکتور ناو جنگی D=Destroyer-sized reactor
نس دوم 2=Second Geneation
ساخت جنرال الکتریک G= General - Electric built
بدین ترتیب، D2G را میتوان مخفف این عبارت دانست: رآکتور هسته ای نسل دوم ویژه ناوهای جنگی ساخت جنرال الکتریک. این رآکتور برای تولید حداکثر 150 مگا وات انرژی الکتریکی و عمر مفید 15 سال مصرف معمولی طراحی شده است.
در این رآکتور، برای مخزن بخار دو رآکتور وجود دارد و طوری طراحی شده که بتوان هر دو اتاق توربین را با یک رآکتور به راه انداخت. اگر هر دو رآکتور فعال باشند، ناو به سرعت 32 گره میرسد. اگر یک رآکتور فعال باشد و توربینها متصل به هم باشند، سرعت ناو به 25 تا 27 گره خواهد رسید و اگر فقط یک رآکتور فعال باشد ولی توربینها جدا باشند، سرعت فقط 15 گره خواهد بود.



در دنیای فیزیک هیچ مطلبی اساسیتر و سادهتر از قوانین بقا و پایستگی ، نیست. در هر قانون بقا ، مقدار کل یک کمیت فیزیکی معین ، در یک دستگاه مفروض ، تنها به شرط منزوی بودن آن دستگام از تمام اثرهای خارجی ثابت یا پایسته است. مثلا ، بردار اندازه و حرکت کل یک دستگاه منزوی ، ثابت است. تغییرات داخلی در داخل مرزهای یک دستگاه منزوی میتواند از طریق برهمکنش متقابل ذرات داخل این دستگاه رخ دهند، ولی این تغییرات اثری در مقدار کل کمیت پایسته ندارند، و توانایی یک بقا ( پایستگی ) نیز در همین مطلب نهفته است. نیازی نیست که به جزئیات آنچه در داخل دستگاه اتفاق میافتد بپردازیم. درحقیقت ، میتوان از بر همکنشهای داخلی دستگاه چشمپوشی کرد. ولی اگر دستگاه کاملا منزوی باشد کیفیتهای پایسته تغییر نمیکنند. از اینرو میدانیم که در فیزیک کلاسیک جرم کل ، انرژی کل ، اندازه حرکت خطی کل ، اندازه حرکت زاویهای کل و بار الکتریکی کل در برخورد دو یا چند ذره مستقل از تاثیر خارجی دقیقا همان جرم کل ، انرژی کل ، اندازه حرکت خطی کل ، اندازه حرکت زاویهای کل و بار الکتریکی کل پس از برخورد خواهند بود. انواع قوانین بقا را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
قانون بقای جرم:
قانون بقای جرم یکی از قوانین بقای فیزیک کلاسیک است. با وجود تغییراتی که ممکن است در دیگر کمیتهای دستگاه ( مثل انرژی ، حجم و دما ) رخ دهد، جرم کل دستگاه بشرط منزوی و نشت ناپذیر بودن ثابت خواهد بود. به عبارت دیگر میتوان گفت که جرم نمیتواند آفریده شده و یا از بین برود، یا جرم نمیتواند تولید و یا نابود شود. البته سیستمهایی وجود دارند که جرم آنها در طول زمان تغییر میکند. بعنوان مثال اگر حرکت موشک را در نظر بگیریم، موشک قبل از پرتاب دارای یک مقدار جرم کل خواهد بود. اما بعد از پرتاب سوخت موشک مصرف میشود. بنابراین جرم سیستم موشک در این لحظه با جرم آن قبل از پرتاب متفاوت خواهد بود. بنابراین در مورد موشک بشرط منزوی بودن سیستم ساقط میگردد، لذا جرم سیستم بقا نخواهد داشت.
با این حال اگر موشک و گازهای خارج شده از آن را کلا بصورت یک سیستم فرض کنیم در اینصورت نیروهایی که گازهای خارج شده و موشک به یکدیگر وارد میکنند، در حکم نیروهای داخلی بوده و شرط منزوی بودن سیستم برقرار میشود و باز جرم بقا خواهد داشت. شایان ذکر است که این مطالب فقط در محدوده فیزیک کلاسیک معتبر است. اما در حالتی که سرعت جسم نزدیک به سرعت نور باشد، در اینصورت دیگر در قلمرو فیزیک کلاسیک نخواهیم بود و لذا قانون بقای جرم نقض میگردد.
قانون بقای انرژی:
قانون بقای انرژی به این صورت بیان میشود که اگز هیچ کاری روی دستگاه انجام نشود و یا دستگاه هیچکاری انجام ندهد، و اگر انرژی گرمایی به صورت گرما نه به دستگاه وارد و به از آن خارج میشود، انرژی کل دستگاه ثابت میماند.
چون در محدوده فیزیک کلاسیک ، در نهایت تمام انرژیها را میتوان بصورت انرژی جنبشی یا انرژی پتانسیل بیان کرد، لذا قانون بقای انرژی بیان میکند که در یک دستگاه جمع انرژیهای جنبشی ذرات و انرژیهای پتانسیل بر همکنش متقابل آنها ثابت است، انرژی گرمایی صرفا انرژس مکانیکی نامنظم حرکت گسترهای ملکولها و اتمها در چنان مقیاس میکروسکوپیکی است که انرژی جنبشی و پتانسیلی تک تک ذرات از هم متمایز نیستند. بعبارت دیگر میتوان گفت که قانون اول ترمودینامیک صرفا همان قانون بقای انرژی است که به کاملترین شکل خود بیان میشود، این قانون شامل آزمایشهای مربوط به گرما و انتقال انرژی گرمایی به واسطه اختلاف دماست.
قانون بقای اندازه حرکت خطی:
هرگاه دستگاهی تحت تاثیر هیچ نیروی خارجی خالص نباشد، اندازه حرکت خطی کل آن هم از لحاظ بزرگی و هم از نظر جهت ثابت میماند.
قانون دوم نیوتن بیان میکند که هرگاه جسمی تحت تاثیر یک نیروی خارجی خالص قرار بگیرد، آن نیرو برابر است با آهنگ تغییرات اندازه حرکت خطی نسبت به زمان ، هنگامی که جرم تغییر نکند، نیرو بسادگی با حاصلضرب جرم در شتاب برابر خواهد بود.
در فیزیک کلاسیک جرم ذره ثابت است و از سرعت آن و یا هر وضع دیگری مستقل است. بنابراین اگر برآیند کل نیروهای خارجی وارد بر یک جسم صفر باشد، در اینصورت آهنگ تغییرات اندازه حرکت خطی نسبت به زمان صفر خواهد بود. نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که وقتی دو جسم بر همکنش میکنند، اندازه حرکت خطی منتقل شده به جسم اول در یک بازو زمانی بینهایت کوچک، برابر و در خلاف جهت اندازه حرکت منتقل شده به جسم دوم، در خلاف همان بازو زمانی است. بنابراین نیروهای کنش و واکنش ، که در اینجا هر دو داخلیاند مساوی و مختلف الجهت هستند.
قانون بقای اندازه حرکت زاویهای:
هر گاه دستگاهی تحت تاثیر گشتاور نیروی خارجی خالص نباشد، اندازه حرکت زواویهای کل آن ، هم از لحاظ بزرگی و هم از نظر جهت ، ثابت خواهد ماند. گشتاور نیرو چنین تعریف میشود که هر گاه تحت تاثیر یک گشتاور نیروی خارجی خالص حرکت دورانی انجام دهد، در اینصورت این گشتاور نیرو با آهنگ تغییرات اندازه حرکت زاویهای نسبت به زاویه دوران برابر است. بنابراین اگر بر جسم هیچ گشتاور نیروی خارجی وارد نشود و یا برآیند گشتاور نیروهای خارجی وارد بر یک جسم صفر باشد، در اینصورت آهنگ تغییرات اندازه حرکت زوایهای نسبت به زاویه دوران صفر خواهد بود. و لذا اندازه حرکت زواویهای باید مقداری ثابت باشد. در اینجا نیز مانند مورد اندازه حرکت خطی ، علاوه بر مقدار جهت اندازه حرکت زاویهای نیز مقداری ثابت باشد.
قانون بقای بار الکتریکی:
باز کل یک دستگاه الکتریکی منزوی ثابت است. چون هر مشاهده ، یا اندازهگیری روی یک دستگاه ، الزاما با خود آن دستگاه تداخل میکند، منزوی شدن کامل یک دستگاه ایدهآلی است که فقط با تقریب میتواند تحقق پیدا کند و هرگز به طور کامل تحققپذیر نیست. بعنوان مثال وقتیکه برای اندازهگیری دمای یک مایع ، دماسنج را در داخل آن قرار میدهیم، دماسنج بوسیله مایع گرم یا سرد میشود، و مایع در همان زمان سرد یا گرم میشود. آنچه دماسنج در پایان نشان میدهد دمای واقعی مایع ، قبل از انجام اندازهگیری نخواهد بود دمای خوانده شده دمایی است که مایع پس از قرار گرفتن دماسنج به آن رسیده است. اما در فیزیک کلاسیک ، با انجام ماهرانه آزمایش ، همیشه امکان دارد که اغتشاشها را به میزانی کاهش داد که بتوان دستگاه را عملا منزوی در نظر گرفت. در این صورت بار کل بقا خواهد داشت. به عبارت دیگر مانند بقاء انرژی میتوان گفت که بار نه آفریده میشود و نه نابود میگردد.
قانون بقای جرم ـ انرژی:
گفتیم که اگر سرعت جسمی بتواند به مقدار نزدیک به سرعت نور برسد، در این صورت از محدوده فیزیک کلاسیک خارج خواهیم شد. در این حالت قوانین بقای جرم و انرژی نقض میشود، و در عوض یک قانون واحد بنام قانون بقای جرم ـ انرژی بیان میشود. براین اساس هرگاه تغییری در مقدار جرم صورت گیرد، این تغییر بوسیله تغییر انرژی جبران میشود، به عنوان مثال اگر جرم کاهش پیدا کند در این صورت به اندازه تغییر جرم انرژی تولید میشود و برعکس اگر جرم افزایش پیدا کند، مقداری انرژی به جرم تبدیل شده است. هم ارزی بین جرم و انرژی اولین بار توسط اینیشتن در نظریه نسبت بیان شد.
قانون بقای پاریته:
در مکانیک کوانتومی به هر کمیت فیزیکی یک عملگر نسبت میدهند. اما عملگرهای دیگری نیز وجود دارند که اصلا معادل کلاسیکی ندارند. از این جمله میتوان به عملگر پاریته اشاره کرد. این عملگر براین اساس تعریف میگردد که توابع موج فرد یا زوج هستند بنابراین اگر تابع موج زوج یا فرد باشد، در این صورت پاریته نیز زوج خواهد بود. اما پاریته بقا دارد، به این صورت اگر ذرهای دارای پاریته زوج باشد همچنان زوج خواهد بود و اگر فرد باشد، همچنان فرد باقی میماند.
مختصری از زندگی نامه علمی آلبرت انیشتین
آلبرت انیشتین یکی از شخصیت های برجسته ی فیزیک بود. او به غیر از ارائه تئوری نسبیت خاص و نسبیت عام در پیشرفت مکانیک آماری ، اصل برابری جرم و انرژی، تئوری حرکت براونی و اساس تئوری فوتونی نور نقش بسزایی داشته است. انیشتین در 14 مارس 1879 میلادی در شهر بوهم آلمان مصادف با آزمایش مایکلسون-مورلی ، ارائه تبدیلات لورنتس و کشف عناصر رادیو اکتیو و مدل اتمی تامسون بود.
انیشتین دکترای خود را در سال 1905 میلادی از دانشگاه زوریخ دریافت کرد و در همین سال چهار مقاله مهم در ضمینه مطالب ذکر شده در بالا در مجله ی فیزیک آن زمان منتشر کرد. انیشتین در 1909 میلادی به مقام استادی دانشگاه زوریخ رسید و در سال 1913 استاد دانشگاه برلین شد و در این زمان بود که بر روی تئوری نسبیت عام کار می کرد تا سرانجام در سال 1916 مهمترین مقاله خود را در باره نسبیت عام ارائه داد. انیشتین در سال 1921 به علت تخقیقاتش بر روی فوتون ها و تئوری کوانتوم موفق به دریافت جایزه نوبل شد. او در 18 آوریل 1955 دیده از جهان فرو بست.
اصول موضوع نسبیت خاص: انیشتین در سال 1905 نسبیت خاص را با دو اصل موضوعی در مورد دستگاه های لخت بیان کرد و نسبیت عام را که در مورد دستگاه های شتاب دار است در سال 1916 پیشنهاد نمود.
نسبیت خاص با دو فرض اساسی زیر ارائه گردید:
الف- قوانین فیزیک از دید هر دو ناظری که نسبت به هم دارای سرعت ثابت خطی باشند یکسان هستند.
ب-در خلاء مقدار سرعت نور در تمام دستگاه های لخت و برابر8^10×3 و مستقل از حرکت چشمه آن منتشر می شود.
همزمانی و غیر همزمانی دو رویداد: در چهارمین رابطه تبدیلات گالیله ای که در ان t1=t2 است چنین نتیجه می شود که در هر دو چارچوب مرجعی که به طور یکنواخت نسبت به هم حرکت می کنند برای کلیه مکان ها و زمان ها مقیاس زمان یکسانی وجود دارد، ولی در نسبیت خاص انیشتین دو رویدادی که در یک چارچوب مرجع هم زمان مشاهده می شوند در چارچوب مرجعی که نسبت به این چارچوب حرکت می کند هم زمان نخواهد بود.
لورنتس با توجه به آزمایش مایکلسون-مورلی با فرض مطلق بودن زمان تبدیلات خود را در مورد معادلات الکترومغناطیس ماکسول ارائه کرد و در مورد زمان به رابطه:
T2= ((T1-U)/(c^2^x1)/ ((1-U^2/c^2) ^1/2))
رسید . انیشتین مستقل از محاسبات لورنتس در مورد تبدیلات با استفاده از دو اصل نسبیت و با نفی دستگاه مرجع اتر این تبدیلات را بدست آورد و در مورد دو زمان T1 و T2 که در دو سیستم مختصات s1 و s2 که در ان s2 با سرعت V نسبت به s1 در حرکت است رابطه اتساع زمان دو دستگاه را با رابطه:
T2=T1/ ((1-V^2/C^2) ^1/2)
و همچنین فرمول انقباض طول را با استفاده از همان دو اصل برای دستگاه های s1 و s2 به صورت:
L2=L1 ((1-V^2/C^2) ^1/2)
بدست آورد.
جمع نسبیتی سرعت ها: در نسبیت گالیله ای سرعت ها به صورت برداری جمع پذیر بودند یعنی U2=C±U1.
پس از ارائه رابطه لورنتس، انیشتین همان روابط را مستقلا با در نظر گرفتن حدی برای سرعت نور بدست آورد و با استفاده از قانون ترکیب سرعت ها را به صورت زیر ارائه داد:
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
اصول موضوع نسبیت خاص: انیشتین در سال 1905 نسبیت خاص را با دو اصل موضوعی در مورد دستگاه های لخت بیان کرد و نسبیت عام را که در مورد دستگاه های شتاب دار است در سال 1916 پیشنهاد نمود.
نسبیت خاص با دو فرض اساسی زیر ارائه گردید:
الف- قوانین فیزیک از دید هر دو ناظری که نسبت به هم دارای سرعت ثابت خطی باشند یکسان هستند.
ب-در خلاء مقدار سرعت نور در تمام دستگاه های لخت و برابر8^10×3 و مستقل از حرکت چشمه آن منتشر می شود.
همزمانی و غیر همزمانی دو رویداد: در چهارمین رابطه تبدیلات گالیله ای که در ان t1=t2 است چنین نتیجه می شود که در هر دو چارچوب مرجعی که به طور یکنواخت نسبت به هم حرکت می کنند برای کلیه مکان ها و زمان ها مقیاس زمان یکسانی وجود دارد، ولی در نسبیت خاص انیشتین دو رویدادی که در یک چارچوب مرجع هم زمان مشاهده می شوند در چارچوب مرجعی که نسبت به این چارچوب حرکت می کند هم زمان نخواهد بود.
لورنتس با توجه به آزمایش مایکلسون-مورلی با فرض مطلق بودن زمان تبدیلات خود را در مورد معادلات الکترومغناطیس ماکسول ارائه کرد و در مورد زمان به رابطه:
T2= ((T1-U)/(c^2^x1)/ ((1-U^2/c^2) ^1/2))
رسید . انیشتین مستقل از محاسبات لورنتس در مورد تبدیلات با استفاده از دو اصل نسبیت و با نفی دستگاه مرجع اتر این تبدیلات را بدست آورد و در مورد دو زمان T1 و T2 که در دو سیستم مختصات s1 و s2 که در ان s2 با سرعت V نسبت به s1 در حرکت است رابطه اتساع زمان دو دستگاه را با رابطه:
T2=T1/ ((1-V^2/C^2) ^1/2)
و همچنین فرمول انقباض طول را با استفاده از همان دو اصل برای دستگاه های s1 و s2 به صورت:
L2=L1 ((1-V^2/C^2) ^1/2)
بدست آورد.
جمع نسبیتی سرعت ها: در نسبیت گالیله ای سرعت ها به صورت برداری جمع پذیر بودند یعنی U2=C±U1.
پس از ارائه رابطه لورنتس، انیشتین همان روابط را مستقلا با در نظر گرفتن حدی برای سرعت نور بدست آورد و با استفاده از قانون ترکیب سرعت ها را به صورت زیر ارائه داد:
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
الف- قوانین فیزیک از دید هر دو ناظری که نسبت به هم دارای سرعت ثابت خطی باشند یکسان هستند.
ب-در خلاء مقدار سرعت نور در تمام دستگاه های لخت و برابر8^10×3 و مستقل از حرکت چشمه آن منتشر می شود.
همزمانی و غیر همزمانی دو رویداد: در چهارمین رابطه تبدیلات گالیله ای که در ان t1=t2 است چنین نتیجه می شود که در هر دو چارچوب مرجعی که به طور یکنواخت نسبت به هم حرکت می کنند برای کلیه مکان ها و زمان ها مقیاس زمان یکسانی وجود دارد، ولی در نسبیت خاص انیشتین دو رویدادی که در یک چارچوب مرجع هم زمان مشاهده می شوند در چارچوب مرجعی که نسبت به این چارچوب حرکت می کند هم زمان نخواهد بود.
لورنتس با توجه به آزمایش مایکلسون-مورلی با فرض مطلق بودن زمان تبدیلات خود را در مورد معادلات الکترومغناطیس ماکسول ارائه کرد و در مورد زمان به رابطه:
T2= ((T1-U)/(c^2^x1)/ ((1-U^2/c^2) ^1/2))
رسید . انیشتین مستقل از محاسبات لورنتس در مورد تبدیلات با استفاده از دو اصل نسبیت و با نفی دستگاه مرجع اتر این تبدیلات را بدست آورد و در مورد دو زمان T1 و T2 که در دو سیستم مختصات s1 و s2 که در ان s2 با سرعت V نسبت به s1 در حرکت است رابطه اتساع زمان دو دستگاه را با رابطه:
T2=T1/ ((1-V^2/C^2) ^1/2)
و همچنین فرمول انقباض طول را با استفاده از همان دو اصل برای دستگاه های s1 و s2 به صورت:
L2=L1 ((1-V^2/C^2) ^1/2)
بدست آورد.
جمع نسبیتی سرعت ها: در نسبیت گالیله ای سرعت ها به صورت برداری جمع پذیر بودند یعنی U2=C±U1.
پس از ارائه رابطه لورنتس، انیشتین همان روابط را مستقلا با در نظر گرفتن حدی برای سرعت نور بدست آورد و با استفاده از قانون ترکیب سرعت ها را به صورت زیر ارائه داد:
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
همزمانی و غیر همزمانی دو رویداد: در چهارمین رابطه تبدیلات گالیله ای که در ان t1=t2 است چنین نتیجه می شود که در هر دو چارچوب مرجعی که به طور یکنواخت نسبت به هم حرکت می کنند برای کلیه مکان ها و زمان ها مقیاس زمان یکسانی وجود دارد، ولی در نسبیت خاص انیشتین دو رویدادی که در یک چارچوب مرجع هم زمان مشاهده می شوند در چارچوب مرجعی که نسبت به این چارچوب حرکت می کند هم زمان نخواهد بود.
لورنتس با توجه به آزمایش مایکلسون-مورلی با فرض مطلق بودن زمان تبدیلات خود را در مورد معادلات الکترومغناطیس ماکسول ارائه کرد و در مورد زمان به رابطه:
T2= ((T1-U)/(c^2^x1)/ ((1-U^2/c^2) ^1/2))
رسید . انیشتین مستقل از محاسبات لورنتس در مورد تبدیلات با استفاده از دو اصل نسبیت و با نفی دستگاه مرجع اتر این تبدیلات را بدست آورد و در مورد دو زمان T1 و T2 که در دو سیستم مختصات s1 و s2 که در ان s2 با سرعت V نسبت به s1 در حرکت است رابطه اتساع زمان دو دستگاه را با رابطه:
T2=T1/ ((1-V^2/C^2) ^1/2)
و همچنین فرمول انقباض طول را با استفاده از همان دو اصل برای دستگاه های s1 و s2 به صورت:
L2=L1 ((1-V^2/C^2) ^1/2)
بدست آورد.
جمع نسبیتی سرعت ها: در نسبیت گالیله ای سرعت ها به صورت برداری جمع پذیر بودند یعنی U2=C±U1.
پس از ارائه رابطه لورنتس، انیشتین همان روابط را مستقلا با در نظر گرفتن حدی برای سرعت نور بدست آورد و با استفاده از قانون ترکیب سرعت ها را به صورت زیر ارائه داد:
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
T2= ((T1-U)/(c^2^x1)/ ((1-U^2/c^2) ^1/2))
رسید . انیشتین مستقل از محاسبات لورنتس در مورد تبدیلات با استفاده از دو اصل نسبیت و با نفی دستگاه مرجع اتر این تبدیلات را بدست آورد و در مورد دو زمان T1 و T2 که در دو سیستم مختصات s1 و s2 که در ان s2 با سرعت V نسبت به s1 در حرکت است رابطه اتساع زمان دو دستگاه را با رابطه:
T2=T1/ ((1-V^2/C^2) ^1/2)
و همچنین فرمول انقباض طول را با استفاده از همان دو اصل برای دستگاه های s1 و s2 به صورت:
L2=L1 ((1-V^2/C^2) ^1/2)
بدست آورد.
جمع نسبیتی سرعت ها: در نسبیت گالیله ای سرعت ها به صورت برداری جمع پذیر بودند یعنی U2=C±U1.
پس از ارائه رابطه لورنتس، انیشتین همان روابط را مستقلا با در نظر گرفتن حدی برای سرعت نور بدست آورد و با استفاده از قانون ترکیب سرعت ها را به صورت زیر ارائه داد:
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
T2=T1/ ((1-V^2/C^2) ^1/2)
و همچنین فرمول انقباض طول را با استفاده از همان دو اصل برای دستگاه های s1 و s2 به صورت:
L2=L1 ((1-V^2/C^2) ^1/2)
بدست آورد.
جمع نسبیتی سرعت ها: در نسبیت گالیله ای سرعت ها به صورت برداری جمع پذیر بودند یعنی U2=C±U1.
پس از ارائه رابطه لورنتس، انیشتین همان روابط را مستقلا با در نظر گرفتن حدی برای سرعت نور بدست آورد و با استفاده از قانون ترکیب سرعت ها را به صورت زیر ارائه داد:
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
L2=L1 ((1-V^2/C^2) ^1/2)
بدست آورد.
جمع نسبیتی سرعت ها: در نسبیت گالیله ای سرعت ها به صورت برداری جمع پذیر بودند یعنی U2=C±U1.
پس از ارائه رابطه لورنتس، انیشتین همان روابط را مستقلا با در نظر گرفتن حدی برای سرعت نور بدست آورد و با استفاده از قانون ترکیب سرعت ها را به صورت زیر ارائه داد:
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
جمع نسبیتی سرعت ها: در نسبیت گالیله ای سرعت ها به صورت برداری جمع پذیر بودند یعنی U2=C±U1.
پس از ارائه رابطه لورنتس، انیشتین همان روابط را مستقلا با در نظر گرفتن حدی برای سرعت نور بدست آورد و با استفاده از قانون ترکیب سرعت ها را به صورت زیر ارائه داد:
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
U2=(C+U1)/ (1+ (CU1/C^2))
رابطه بالا به جمع نسبیتی سرعت ها موسوم است که برای سرعت های کوچک نسبت به سرعت نور همان نسبت گالیله ای را برای جمه سرعتها نتیجه می دهد.
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
تغیرات جرم نسبیتی و هم ارزی جرم و انرژی
در مکانیک کلاسیک ، جرم ثابت در نظر گرفته می شود و برای سرعت نور ، سرهت نامتناهی قابل قبول است. اما در نسبیت ، حدی برای سرعت نور وجود دارد . انیشتین جرم را تابعی از سرعت در نظر گرفت و با استفاده از تبدیلات لورنتس جرم نسبیتی را به صورت:
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
M= (mo)/ ((1-v^2/c^2) ^1/2)
نشان داد . تنیجه تعریف جدید هم ارزی جرم و انرژی را به میان آورد و رابطه معروفE=mc^2 ارائه گردید.
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
این رابطه دو قانون بقای انرژی و جرم در مکانیک کلاسیک را در هم ریخت و تنها یک قانون یعنی قانون بقای جرم – انرژی را بوجود آورد و به این نتیجه می رسیم که جرم یک جسم میزانی از محتوای انرژی آن است.
منابع مورد استفاده:
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی
نسبیت و مفهوم آن نوشته آلبرت انیشتین، مترجم: محمد رضا خواجه پور
مبانی فیزیک نوین نوشته وایدنز وسلز، مترجم:علی اکبر بابایی
آشنایی با نسبیت خاص نوشته رابرت رزنیک،مترجم: جعفر گودرزی

